روزگاری جاده ای بودم غرق تردد ، جاده ای که از رفت و آمد لحظه ای خالی نمی شد ، من که بسیار غریبان را به آبادی رساندم ، عاقبت خود ماندم و ویرانه و تنهایی خود . الا یا ایها الساقی ادر کعسا و ناولها ، که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها ، همه کارم زخودکامی به بدنامی کشید آخر ، متی ما تلق من تهوی دع دنیا و اهملها . (حافظ) سیل دریا دیده هرگز بر نمی گردد به جوی ، نیست ممکن هر که عاشق شد دگر عاقل شود . وقتی بزرگ شدم فهمیدم ، تمرین جداییست قایم باشک !جملات زیبا نفرین به سادگی ام که بی دل تو ، به یاد تو روح و جسم خود آزردم . وضع ما در گردش دنیا چه فرقی میکند ، زندگی یا مرگ بعد از ما چه فرقی میکند ، سهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست ، جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی میکند ، فرصت امروز هم با وعده ی فردا گذشت ، بی وفا امروز با فردا چه فرقی میکند ؟



برچسب‌ها:

شنبه 14 تیر 1393 | 18:54 | omidbiomid | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید